
«در اواخر قرن چهارم که فاطمیان بر مصر دست یافتند و حکومتی مقتدر را پی افکندند و صیت و شهرت آنان به دیگر کشورهای اسلامی رسید و در شرق ایران طرفدارانی پیدا کردند شاعران پارسیگوی آن سامان به مدح اهلبیت زبان گشودند، که نمونۀ برجستۀ آنان ناصرخسرو است.» (محمدزاده، 1389، ص. 139)شاعر:ناصرخسروقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۷ موضوع:پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام)وزن عروضی:فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن..................................گر خرد را بر سر هشیار خویش افسر کنیسخت زود از چرخ گردان، ای پسر، سر بر کنیدیگرت گشته است...
ادامه مطلب
xa0ما هم پیاله ایم به شرط سبوى اشکهم ناله ایم لحظه ی هر گفتگوى اشکنامى براى صورت عاشق نهاده انددولت سراى گریه میان دو کوى اشکتطهیر دل به خون جگر مى کنم ولى تطهیر دیده مى کنم از هر وضوى اشکفریاد الفراق ش...
ادامه مطلب