سوی دیار دل:
بار بربستیم اینک تاخدا
نغمه ای آمد ز سوی مقتدا
این اشارت ها که آمد از نگار
برد از دل هستی و صبر و قرار
آفرین بر دل که گشته جذب دوست
گرچه سرافکنده و بی آبروست
سوی هستی می رود از نیستی
گو تو ای دلبر کجایی کیستی؟
گنبدی از عشق در دل شد بپا
از ضریح یار می آید صدا
محشری شد راه در راه حبیب
شورش "انا هدیناه" مُجیب
ما پیاده از نجف تا شهر غم
شادگردیدیم هر دم هر قدم
این چه شادی این چه غم معلوم نیست
این جنون در راه دل، محکوم نیست
(مجیدطاهری)
ما را در سایت مجمع ستايشگران حریم ولايت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 141