
شاعر:فاضل نظریموضوع:امام علی (علیهالسلام)گونه:مدح و منقبتقالب شعر:غزلوزن:مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن————————-به تعداد نُفوس خلق اگر سوی خدا راه استهمانقدر انتخاب راه دشوار است و دلخواه استقلندرها و درویشان و حقگویان و عیّاران!من از راهی خبر دارم که ذکرش قلهوالله استندارم آرزویی جز مقام عشق ورزیدنکه از دل آخرین حبّی که بیرون میشود، جاه است...سکوتی سایه افکندهست همچون ابر بر صحراشب آرام است و نخلستان پر از تنهایی ماه استکسی با چاه راز رنج خود را باز میگویدچه تسبیحیست این؟! آه است، این آه است، ...
ادامه مطلب
خدا روز ازل ما را به عشقت آشنا کردهچه عشقی که مرا از قید این عالم رها کردهنه اربابم، نه سلطانم، خدا را شکر میگویمکه ما را در حریم حضرت سلطان، گدا کردهعزیز هر دو عالم شد، به بزم عشق مَحرم شدکسی که رو به درگاهِ علی موسی الرضا کردهنگاهش رحمت و رأفت، وجودش پاکی و عصمتخدا در " اِنَّمایش " حق مطلب را ادا کردههمه در حسرت جنت، خدا هم از سَرِ رحمتدری را از حرم سوی بهشت خویش وا کردهولی جنت نمیآید به چشم زائرت وقتی......شبی را در کنار تو سحر کرده، صفا کردهخجالت می کشم وقتی که میآیم حضور توترحم کن به این بن...
ادامه مطلب
همیشه سفرهاش وا بود با ما مهربانی کردهزاران بار آزردیمش اما مهربانی کرددلش اندازۀ ریگ بیابان بیوفایی دیدولی اندازۀ آغوش دریا مهربانی کردنگاهش شرح نابی بود از «الجار ثمّ الدار»اگر با این و آن مانند زهرا مهربانی کردچه خواهد کرد با مهمان کوی خویش آن مردیکه با دشنامگوی خویش حتی مهربانی کردچرا دنیا به کامش ریخت زهر غصّه و غم را؟چرا با مهربانیهای او نامهربانی کرد؟«الا ای تیرهایی که پی تشییع میآییدنبوده یارِ او جز غم به یارانش بفرمایید»دل او میگرفت از آن همه زخمزبان هرگاهنظر میکرد بر انگشترش: اَلعِزَةُ...
ادامه مطلب
#قصیدهغرق گل شد کربلا چون رهگذار زینب استیا که خونین مقتل یار و تبار زینب استقامت موزون اکبر، سرو ناز کربلاستچشمۀ این باغ، چشم اشک بار زینب استگلبن قاسم دهد بر این گلستان خرمییادگار مجتبی، در روزگار زینب استلالۀ عطشان این گلشن، علی اصغر بُوَدشاهد این گفته، قلب داغدار زینب استدر کنار علقمه، سروی مگر آتش گرفتیا سراپا غرقه در خون، جان نثار زینب است؟این گلستانی که پامال سم اسبان شدهجسم و جان احمد و، دار و ندار زینب استبا چنین طوفان گلریزی، چه گل هایی شکفتکس نمیداند، خزان یا نوبهار زینب استتا بیاموزد...
ادامه مطلب
#نقدمدح حضرت زهرا(سلام الله علیها)#مدحمدح تو زهمچو من کجا آیداین کار خداست از خدا آیداوصاف تو ای ملیکه هستیوحی است که باید از سما آیدتا حق سخن ادا کند جبریلبا کوثر و قدر و هل اتی آیدخیزد پی دست بوسی ات احمداز دور اگرت صدای پا آیداین نیست عجب اگر کنیزت راچون مریم از آسمان غذا آیدیا بهر طواف حجره ات کعبهبا زمزم و مروه و صفا آیدبر دست تو بوسه زد نبی کاین دستبر دست خدا گره گشا آیدمنّت نبرد زپادشاهان همهر کس که گدات را گدا آیدجائی که دوباره بر درت هر روزبر عرض سلام مصطفی آیدجا دارد اگر برای دربانیموس...
ادامه مطلب
#مدح#مثنویباز گویم راز دل با فاطمه یا محمّد، یا علی، یا فاطمه اسم اعظم راز اسماء شماست اولین حرف الفبای شماست اهل دل چون نامه انشاء می کنند ابتدا با نام زهرا می کنند نام زهرا عقده از دل می برد کشتی دل را به ساحل می برد خلقت عالم پی تشریف اوست چهار دفتر، دفتر توصیف اوست فیض بخش اولین و آخرین نور چشم رحمة للعالمین کعبه سنگی از نشان خانه اش راز کوثر اشک دانه دانه اش زیر پا فرش از حصیر انداخته متکا از لیف خرما ساخته هر رسولی جرعه نوش جام اوست معنی آیات رحمت نام اوست ای که در عصمت خدا را مظهری تو محم...
ادامه مطلب
این قصیده در بسیاری از سایتهای معتبر و معروف بطور ناقص آمده و اتفاقا در حالی که نوشتهاند در مدح پیامبر(ص)، ولی متأسفانه ابیاتی که در مدح آن حضرت است را نیاوردهاند، لذا از دیوان خاقانی به تصحیح دکتر سید ضیاء الدین سجادی، که بهترین مرجع اشعار خاقانی است این قصیدۀ ارزشمند کاملاً در اینجا نقل گردید:عشق بهین گوهریست، گوهر دل کان اودل عجمی صورتیست، عشق زبان دان اوخاصگی دست راست بر در وحدت دل استاینکه به دست چپ است داغگه ران اوتا نکنی زنگ خورد آینهٔ دل که عشقهست به بازار غیب آینه گردان اوعقل جگر تفتهای...
ادامه مطلب
اشعار برگزیده هفتمین جشنواره شعر فجر در مدح پیامبر(ص)-سال1391رتبهی اول بخش پیامبر اعظم (ص)محمدحسن مهدویانی«محمد (ص)»او را که جهان گمشده در حلقه میمشجبریل کند فخر که بودست ندیمشزانوزده پیشش ادب و مهر و کرامتتا درس بیاموزند از خلق کریمشهر آینه کردست خداوند تجلیدر آینه خنده رحمان و رحیمششاید که شفاعت کند از مؤمن و کافردر روز جزا گستره لطف عمیمشغرق است شکیبایی و محو است تساهلدر ژرفی دریا صفتخوی حلیمشزد خاتمه بر خاتم دیرین نبوتشقالقمر از شعشعه در یتیمشآن همت والا که جهانی نتوانستهرگز بفریبد به متاع ز...
ادامه مطلب
مرتضی باید که بعد از مصطفی فرمان دهدتا بدین در علم دارووار او درمان دهدهرکه منبر جز علی را سازد او باشد چو آنکانکه مصحف را به دست کودک نادان دهدهرکه دین آور بود در حق به حق پرور شودهرکه دریا بر شود کشتی به کشتیبان دهدای که اندر دین علی را باز پس داری همیاین چنین رخصت بدست دیو پُردستان دهدمن نگویم مرتضی را تو نمیدانی امامکاین زیادت بر تو بستن علم را نقصان دهدمرتضی کز پیش بوبکر و عمر باشد به علمکی روا داری که فرمان از پس عثمان دهدیار اهلالبیت حق باش و بدان غره مشوگر به باطل یاری امروزت همی سلطان د...
ادامه مطلب
ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته لعل تو سنگ سرزنش بر افتاب انداخته مه با خیال روی تو، گمگشته اندر کوی تو شب با جمال موی تو، مشکین حجاب انداخته ای عاقلان را بارها بر لب زده مسمارها وی خستگان را خارها در جای خواب انداخته ای کرده غارت منزلم آتش زده آب و گلم زلف تو در حلق دلم مشکین طناب انداخته زان نرگس جادو نسب جان مرا بگرفته تب خواب مرا هم نیم شب بسته به آب انداخته دل بر خسی بگماشتی کز خاک ره برداشتی خاکی دلم بگذاشتی در خون ناب انداخته چون چنگ خود نوحهکنان مانند دف بر رخ زنان وز نای حلق ...
ادامه مطلب
«در اواخر قرن چهارم که فاطمیان بر مصر دست یافتند و حکومتی مقتدر را پی افکندند و صیت و شهرت آنان به دیگر کشورهای اسلامی رسید و در شرق ایران طرفدارانی پیدا کردند شاعران پارسیگوی آن سامان به مدح اهلبیت زبان گشودند، که نمونۀ برجستۀ آنان ناصرخسرو است.» (محمدزاده، 1389، ص. 139)شاعر:ناصرخسروقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۷ موضوع:پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام)وزن عروضی:فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن..................................گر خرد را بر سر هشیار خویش افسر کنیسخت زود از چرخ گردان، ای پسر، سر بر کنیدیگرت گشته است...
ادامه مطلب
بهار دل دوستدار علیهمیشه پر است از نگار علیدلم زو نگار است و علم اسپرمچنین واجب آید بهار علیبچن هین گل، ای شیعت و خسته کندل ناصبی را به خار علیاز امت سزای بزرگی و فخرکسی نیست جز دوستدار علیازیرا کز ابلیس ایمن شده استدل شیعت اندر حصار علیعلی از تبار رسول است و نیستمگر شیعت حق تبار علیبه صد سال اگر مدح گوید کسینگوید یکی از هزار علیبه مردی و علم و به زهد و سخابنازم بدین هر چهار علیازیرا که پشتم ز منت به شکرگران است در زیر بار علیشعار و دثارم ز دین است و علمهم این بد شعار و دثار علیتو ای ناصبی خامشی...
ادامه مطلب
این شعر به اشتباه به نام افراد دیگر منتشر شده است و ما صحیح آن را آوردیم:شده عالمی مُنوّر ز طلوع نور زهراکه جمال حق نمایان شده با ظهور زهرابه حریم قدس او ره نبرد به جز محمدکه جواب لن ترانی شِنَوَد ز ط...
ادامه مطلب
به بهانه ی درگذشت شاعر این شعر ، مرحوم زرويي در وصف قمر بني هاشم(علیه السلام): شراره میکشدم آتش از قلم در دستبگو چگونه توان برد سوی دفتر دست؟قلم که عود نبود،آخر این چه خاصیتی ستکه با نوشتن نامت شود م...
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام جواد(علیه السلام)، | xa0ای ریخته نسیم تو گلهای یاد راxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 سرمست کرده نفحۀ یاد تو باد راxa0افراشته ولای تو در هشت سالگیxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 بر بام آسمان علم دین و داد را xa0خورشید، فخر از آن بفروشد که هر سحرxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 بوسیده آستان امام جواد را xa0خورشیدِ بی غروب امام...
ادامه مطلب
امام باقر(ع)-مدح و ولادت xa0 اکنون به شوق حجت پنجم ز خود گمم وآیینه دار طلعت خورشید پنجمم چون کشتی سپرده به توفان عنان خویش ازموج موج جذبه ی تو در تلاطمم آن شمع کوچکم که بیفروزیم اگر فخر است با چراغ قبولت به انجمم از آفتاب بیشترم با ولای تو آیینه ام، فروغ تو را در تجسمم * حیران آن اسارت و آن غارتم هنو...
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام سجاد(علیه السلام)، | سجاد! ای به گوشِ ملائک، دعای توشب، خوشهu200eچین خلوت تو با خدای توای چشم آسمان و زمین مانده خیرهu200eواربر شور و جذبهu200eهای تو در سجدهu200eهای توای دیدن قتال غم انگیز کربلاحُزنِ همیشه ساخته از ماجرای تویک روز بود واقعه ی کربلا، بلییک عمر وقفه داشت ولی کربلای توای وارثِ پیمبر و...
ادامه مطلب
امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت xa0 اهل دردم غم هادی دارم سامرایی است دل بی تابم زنده ی فیض مدام یارم مرده ی یك نفس سردابم xa0 امشب از خویش برون می آیم تا به چشمان پر آبش گریم تا که بر آهِ دلِ شعله ورش... بر تن پر تب و تابش گریم xa0 كینه ی اهرمن تیره سرشت با مدار طبق نور چه كرد؟! فتنه ی قوم پلید ابلیس با ج...
ادامه مطلب
طبقه بندی: پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله وسلم)، | ای برگزیده ی همه ی انتخاب ها قرآن تو کتاب تمام کتاب ها اندیشه ی تو تیشه به اصل بدی زده ای ریشه ی همیشه ترین انقلاب ها فخر فلک به توست که فانوس گشته بود در کوچه های آمدنت آفتاب ها سرمشق آسمان وزمینی که نام توست برلوح شب نوشته به خط شهاب ها من ...
ادامه مطلب
طبقه بندی: حضرت زهرا(سلام الله علیها)، | با هیچ زن جز تو دل دریا شدن نیستیاراییِ در گیر توفانxadها شدن نیست xa0 در خورد تو، ای هم تو موج و هم تو ساحل! جز ناخدای کشتی مولا شدن نیست xa0 تو نور چشم مصطفی و کس به جز تو در شان شمع محفل طاها شدن نیست xa0 تو مادر سبطینی و غیر از تو کس را اهلیّت صدّیقهxadی کُبرا شدن ...
ادامه مطلب